نظريه آشفتگی (قسمت اول)

درچند دهه اخير ؛ شاهد انقلاب عظيمي در علوم طبيعي بوده ايم . اين انقلاب در شيوه درك و تبيين پديده ها ؛ به وسيله انديشمنداني صورت گرفته است كه درساليان گذشته ؛ تبيين هاي خود را درقالب هاي منظم و مشخص ارائه مي دادند. جهان را مجموعه اي از سيستم هايي تصور مي كردند كه مطابق با قوانين جبري طبيعت به طريقي مشخص و قابل پيش بيني درحركت است. از اين رو؛ معتقد بودند معلولها به صورت خطي ؛ برآيند علل خاصي هستند. اكنون آنها بر نقش خلاقانه بي نظمي و آشوب تآكيد كرده و جهان را مجموعه اي از سيستمهائي مي دانند كه به شيوه هايي خود سازمان‌ده عمل مي نمايند و پيامدهاي اين شيوه زندگي وجود حالات غير قابل پيش بيني و تصادفي است. اما در اين شرايط ؛ قوانين جبري طبيعي كماكان حاكميت دارند و پي برده شده كه سيستم ها به شيوه اي دوراني عمل مي كنند كه در آن بي نظمي منجر به نظم و نظم منجر به بي نظمي مي شود. امروزه ديگر تصور ساده از نحوه فعاليت جهان جاي خود را به تصوري پيچيده و پارا دوكس گونه داده است

.

اين علم جديد ؛ تئوري پيچيدگي ناميده مي شود و جنبه اي از اين علم كه توجه همگان را به خود جلب كرده است؛ تئوري آشوب يا نظم در بي نظمي ناميده مي شود

.

نظريه " نظم غايي " يا " نظم در بي نظمي " به ما ابزار حل مسائل پيچيده را درمحيط پرآشوب و آكنده از تغيير دتحول امروز و فردا مي دهد

.

نظريه نظم غائي پس ازدو نظريه نسبيت و كوانتوم؛ سومين انقلاب علمي عصر حاضر است. نظريه نسبيت؛ نظريه نيوتوني زمان و فضاي مطلق را درهم ريخت و نظريه كوانتوم؛ روياي سنجشهاي دقيق ؛ قابل كنترل ومتقن را برهم زد و نظريه نظم غائي پيش بيني هاي يقيني را كه از انديشه هاي لاپلاس نشآت مي گرفت زير سئوال برد

.

تئوري آشفتگي يا آشوب براي اولين بار ازسال 1965 توسط دانشمندي بنام ))ادوارد لورنز

edvard lorenz ) ) درهواشناسي به كاربرده شده و آنرا به يك علم تبديل نموده و سپس درحيطه تمام علوم و مباحث تجربي ؛ رياضي ؛ رفتاري ؛ مديريتي و اجتماعي واردشده و اساس تغييرات بنيادي درعلوم بويژه هواشناسي ؛ نجوم ؛ مكانيك ؛ فيزيك ؛ رياضي ؛ زيست شناسي ؛ اقتصاد و مديريت را فراهم آورده است .

بي نظمي يا آشوب چيست ؟

Chaos

در لغت به معني درهم ريختگي ؛ آشفتگي و بي نظمي است ومترادف آن در مكانيك Turbulanceيا تلاطم مي باشد اين واژه به معني فقدان هرگونه ساختار يا نظم است و معمولا در محاورات روزمره آشوب و آشفتگي نشانه بي نظمي و سازمان نيافتگي به نظر آورده مي شود و جنبه منفي دربردارد. اما در واقع با پيدايش نگرش جديد و روشن شدن ابعاد علمي و نظري آن امروزه ديگر بي نظمي وآشوب به مفهوم سازمان نيافتگي ؛ ناكارائي ؛ ودرهم ريختگي تلقي نمي شود بلكه بي نظمي وجود جنبه هاي غيرقابل پيش بيني واتفاقي درپديده هاي پوياست كه ويژگي خاص خود را داراست. بي نظمي نوعي نظم غائي دربي نظمي است.

هيلز در 1990 آشوب يا بي نظمي را اينگونه تعريف مي كند: " بي نظمي وآشوب نوعي بي نظمي منظم

( orderly Disorder) يا نظم در بي نظمي است. بي نظم از آن رو كه نتايج آن غير قابل پيش بيني است و منظم بدان جهت كه از نوعي قطعيت برخوردارست ."

بي نظمي درمفهوم علمي يك مفهوم رياضي محسوب مي شود كه شايد نتوان خيلي دقيق آنرا تعريف كرد اما مي توان آنرا نوعي اتفاقي بودن همراه با قطعيت دانست. قطعيت آن بخاطر آن است كه بي نظمي دلايل دروني دارد و به علت اختلالات خارجي رخ نمي دهد و اتفاقي بودن بدليل آنكه رفتار بي نظمي ؛ بي قاعده و غيرقابل پيش بيني دقيق است

برای مطالعه قسمت دوم اینجا را کلیک کنید

.
/ 1 نظر / 16 بازدید
حسن چوبين

بابا غيور مردان و شير زنان صنايع يکم بيشتر تو اين وبلاگ مانور بدين تورو خدا نظر بدين تا انگيزه ايجاد شه اين رسم وبلاگ داري تو دانشگاه گسترش پيدا کنه در هر صورت از زحمتکشان وبلاگ براي وبلاگ خوشکلشون تشکر ميکنم و براشون آرزوي موفقيت دارم