السلام عليک يا صديقه الطاهره (سلام الله علیک)

برحاشیه‌برگ‌شقایق‌بنویسید       گل‌تاب‌فشار در و دیوارندارد

1181665675.jpg

بهار بی تكرار باغ مصطفی ؛ جرأت و جسارت شمشير مرتضی ؛ فاطمه جان سلام .
شما بر باره نور نشستی بانو ؛ و ما در خاك دنبال دل خويش مي گرديم.
ياريم كن ای بزرگ بي نهايت ؛ ياريم كن تا امشب دمی از غمنامه‌های تو را بازگويم .
من از نسل مردانی هستم كه با پيشانی‌بند نام تو مسافر مهتاب می‌شدند. چشم بگشا نازنين! اي كه نام قشنگت راز و رمز عمليات بدر و فتح‌المبين .
ديباچه قصيده‌های غمناكی من حكايت حجرانی‌های علی است ؛ كه به مردی از بنی‌اسعد گفته بود:«فاطمه آنقدر در خانه ام با مشك از چاه آب كشيد كه بند مشك روی سينه‌اش جا انداخت ؛ آنقدر خانه را مي‌روفت كه خاكستر به دامنش می‌نشست. و آنقدر با اين آسيا دستاس مي‌كرد تا دستانش پينه می بست.»
فرو ريزی آسمان! فرو ريزی ! چرا نخروشيدی، آن زمان كه به چشمان خود ديدی ؟ آری؛ فاطمه كه انگشت شق القمر نبیخدا در سبزه زار زلفش مي‌خليد . فاطمه ، كه از حُرم نفس‌های علی و جبرئيل و محمد تسبيح ترانه‌های توحيدی برمي‌چيد. فاطمه ، كه پيامبرِ مهربان خدا قاصدك‌های قرآن را مي‌چيد و به دامنش مي‌ريخت ، اينگونه مقحول و مبهم‌مزار از دنياكوچ كند .
خدايا ! شكستند و سوختند درختِ قامتِ زهرا را .
اما من از بغض و بي‌كسی فاطمه حرف نمي‌زنم . من از فصاحت و شجاعت و بلاغت دختر نبی خدا سخن می‌گويم .
نگاهش كنيد ! از زيارت مزار پدر مي آيد ؛ - دل به خون - . چون گام مي‌نهد هيمنه و هيبت نبی محبوب خدا در خاطر متبادر مي‌شود . به مسجد كه می‌رسد ، ميان فاطمه و مردم چادری كشيده‌اند . ناگاه زنی از ميان جمعيت فرياد برمی‌آورد :‌ «آی جماعت! آيا اين همان آل الله است ؟‌ بی‌ياور؟ اين همان كشتی نجات خلق است؟ بی لنگر؟ بی رهبر؟» های‌هایِ هق هق ،‌ غريو غوقا ، سلسلهء سرشك . ناگهان خشم فاطمه چونان ذوالفقار علی بر سرشان صائقه می زند : «خاموش. خاموش. جماعت لاف زن پيمان گسل ! آيا بر كُشتهء خويشتان گريه رواست و بر كِشتهء خويشتان ، اينگونه سيل اشك هويداست؟ هَلا هَلا كه گريه‌هاتان ميارامد و ناله‌هاتان فرو ننشيند. »
جماعت برافروخت و بهت شدند . قفل نفس بر سينه‌ها سنگينی مي‌كند. ديگر بار ابر پيچيدهء كلامش بر كوير كوردلی‌ها می‌بارد: «منم فاطمه . دختر آن پيامبری كه خدا قبل از آنكه بيآفريند به رسالت برگزيد و همسر حيدر كه دل‌های مرده و زنانه‌تان را جرأت و جسارت بخشيد . به مسجد برای كدام عبادت آمديد؟ قبله‌گاه شما ، بوسه‌گاه نبی خداست ، من فاطمه ، كه اينگونه محنت‌كشيده در برابرتان ايستاده‌ ، و شيرازه دين حق علی‌ست . شخصِ علی ، كه اكنون در خلوتِ خانه‌نشينی عبادتِ آيه هایِ نورانیِ قرآن می‌كند .»«حكومت كنيزپرست ! زبان شيرين تملق ! بادام تلخ دروغ ! ، منم فاطمه . محراب و منبر منم . صوت پيمبرمنم . جهاداكبر منم . روضهء اكبر منم . جلوهء احمد منم . نور محمد منم . نيامدم كه حق غصب شده خودم را از شما بگيرم . آمدم تا آهِ چاهِ سينهء علی را نشانتان دهم.»
شيرازهء حكومت از هم می‌پاشد . پای چوبين استدلاليان بر آتش بَيّناتِ فاطمه می‌سوزد ؛ آنگاه كه كلام از مدارِ منطق بيرون می‌شود ، حقِ فاطمه را با تيزی شمشير بالا می كشند .
« ردِ خون، يه ردِّ خونی توی ايوون، توی باغچه 
غلافِ خالیِ خنجر، توی ايوون ، توی طاقچه»
من نمی‌گم كه اونروز از گردنبند حُرمتی كه از علی و فاطمه پاره شد ، مرواريد چه سفارش‌هايی از پيغمبر زير پا لگد مال شد . من نمی‌گم كه در احتجاج طبرسی خواندم :«آنروز كه علی را به مسجد می‌كشاندند ، آنقدر مظلوم بود كه يك يهودی ، با ديدنش مسلمان شد .»فقط می‌گويم :
 «دانی كه چرا سِرِشك مأنوسِ علی‌ست؟
  يا آه چرا به سينه، محبوس علی‌ست؟
  يك مرد ، نبودَست بگويد : نامرد !
اين زن كه تو می‌زنيش،ناموسِ علی‌ست»

/ 3 نظر / 8 بازدید
يه دوست

وبلاگتون جالبه اما مطالب مذهبيش بيشتر از مطالب علميشه البته مشکلی نيست خوبه يه پيشنهاد حالا که اجازه چاپ نشريه سياسی رو تو دانشگاه بهتون نمی دن چطوره یه وبلاگ به جای نشریه بزنین این جوری هم آزادترین هم مدرن تر مطمئن باشید این جوری به اهدافتون می رسین

مديريت وبلاگ

آقا يا خانم «يه دوست» سلام از اظهار نظر شما سپاسگذارم. همونطور که میدونید وبلاگ ما مربوط به انجمن علمی ـ فرهنگی صنایع دانشگاه می باشد . سعی می‌کنيم علاوه بر مطالب علمی ، از مطالب فرهنگی هم استفاده کنيم . در اين مدت با توجه به اينکه در فصل امتحانات بوديم (حالا یکی ندونه می‌گه اگه معدلمون ۲۰ نشه دیگه حتما ۱۹.۵ می‌شه) و جمع آوری مطالب نيازمند وقت کافی است ، فقط قادر به جمع آوری مطالبی پيرامون مناسبت های ملی و فرهنگی بوديم . اما به شما قول می دهيم که (با همکاری شما و سایر همکلاسی‌هایمان و ارسال مطالب مفید علمی از جانب شما و ایشان) با توجه به آنکه در فصل تابستان فراغ بال بيشتری خواهيم داشت ، مطالب علمی وبلاگ را تا حد قابل توجهی ارتقا دهيم .

مرجان سبط النبی

سلام به همگی خسته نباشيد از امتحانات مطالب وبلاگتون خوبه دستتون درد نکنه ولی سعی کنيد همه ی زوايای زندگی رو در نظر بگيريد حول يک محور نباشه بهتره (علمی-اجتماعی-سياسی-فرهنگی-مذهبی-......) به ما هم سر بزنيد (انجمن ای تی) خوشحال ميشيم نظرتونو در مورد وبلاگمون بدونيم تابستون خوبی رو برای همتون آرزو ميکنم در پناه حق موفق و پيروز باشيد